تبلیغات
یادداشت های یک استشهادیه جنبشی - پست های آذر 1384
 

استشهاد ,

: شنبه 26 آذر 1384 :

یکی از «این» جهت


ریحانه فاطمی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل]

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
مطلب اول، جهاد.

خواهر عزیزم ریحانه چون امتحاناتش نزدیک است و همچنین تازه وبلاگ نویسی را شروع کرده از من خواست که جواب شبهات مطرح شده در وبلاگش را بدهم.
مسئله ی جهاد، شهادت، عملیات استشهادی و رابطه ی آن ها با صلح، تبلیغات و ... موضوعی است که اولین بار ذهن خود یک شهادت طلب را مشغول می کند، همچنین که در طول کل دوران وبلاگ نویسی ام، مخصوصا در این 8 ماه عمر وبلاگ جدیدم، «یادداشت های جنبشی استشهادی»، خیلی ها در این مورد سوال کرده اند، به سرم زده بود این مطالب را در یک مقاله ی کامل تشریح کنم، و حتی با بعضی از دوستان درباره ی تاسیس سایت جهاد صحبت کرده بودیم؛ ولی متاسفانه به دلیل مشغله ی تحصیلی، سایت مجمع وبلاگ نویسان مسلمان و ... این مسئله به عقب افتاد و در حال فراموشی بود و باید از برادر/خواهر "یکی از آن جهت" تشکر کنم که موجب یاددآوری آن مطلب شد.
به دلیل اینکه عموم سوالات مطرح شده در این جا در آن مقاله پاسخ داده می شود به فعلا آن ها نمی پردازم، البته به دلیل شروع امتحانات ترم، زیاد بودن مطالب، لزوم تحقیق و استفتا و ... احتمال زمان آماده شدن این مقاله می افتد به بهمن ماه؛ که سعیم این است که آن زمان سایت جهاد نیز تاسیس شود. فقط لطفا برادر/خواهر "یکی از آن جهت" لطف کنند نگذارند دوباره فراموش شود.
مطلب دوم، صهیونیسم.
به نظر من دلیل ریحانه که گفت آن ها صهیونیستند، هر چند نارسا و ناقص بود ولی بی ربط نیست، چون دشمن بودن صهیونیست ها نه به واسطه ی داشتن یک عقیده خاص است که بر می گردد به خود اعتقادات صهیونیستی که انسان صهیونیست را حداقل به یک قاتل و سرباز بلقوه تبدیل می کند، و این قاتل و سرباز بودن لزوما نیازی به اسلحه ی ام16 ندارد، بلکه هر کاری می کند تا به مسلمانان ضرر بزند، مثلا اگر شما در چاه بیافتید، بر یک صهیونیست واجب است روی چاه سنگ بگذارد تا شما بمیرید، چون این مسئله را در آن مقاله شرح می دهم زیاد بسط نمی دهم و خواهشا در این باره فعلا بحث نکنیم.
در ضمن تا آن زمان به این هم فکر کنید که، یک عده آدم را اجیر می کنند و بهشان پول می دهند تا به شما و خانواده تعرض کنند و به ناموستان تجاوز کنند و خانه اتان را تصرف کنند؛ شما با آن شخصی که آن ها را اجیر کرده و بهشان پول داده چه رفتاری خواهید داشت؟! من که باشم مبارزه ی عملی آن فرد را ارجح تر از دعوا با آن مزدور ها می دانم!
مطلب سوم، حزب الله.
برادر/خواهر من شما من و ریحانه خانم را چه فرض کرده ای؟! یک قاتل بلفطره؟! یک از دنیا بریده؟! یک بیمار روانی؟!
نه عزیزم!، من و ریحانه وبلاگ هایمان را تاسیس کردیم، و این رنگ و قیافه را برای آن انتخاب کردیم، و نوع مطالبمان (من، ریحانه که کلا سه تا پست نوشته است!)، تا نگرش دیگران را عوض کنیم، تا شما بدانید، یک دختر یا پسر استشهادی می تواند در مدرسه ی تیزهوشان درس بخواند، المپیادی باشد، تحقیق کند، با دوستانش سینما و پارک برود، عاشق بشود، موسیقی گوش بدهد و یک انسان عادی تمام عیار باشد، فقط نوع مرگش را جوری انتخاب کرده که به امتش خدمت کند!
اون عکسی هم که اون بالاست شما بمبی می بینید که به خودش بسته باشد که در کامنت اولتون نوشتید؟! یک اسلحه دستش است برای مبارزه مسلحانه.
در ضمن برادر/خواهرم این ها را گفتم که بگویم،
ما هم جهان ایده آلم جهان بدون خشونت است، من هم از جنگ و خونریزی بی گناهان خسته ام و مبارزه ام با کسانی است که بی گناهان را می کشند و شاید این آخرین راهی است که ما انتخاب می کنیم،
دین من دین صلح هم هست ولی نه با ظالم!
در ضمن این شبهه ی انفجار در پیتزا فروشی و از این دست توسط حزب الله یک بار هم باهاش در سایت انجمن خبرنگاران بدون مرز، بخش بدون خشونت، که توسط معلمین خودم اداره می شود مواجه شدم.
چند نکته را توجه داشته باشید،
اول. بازه ی گروه های مبارز در فلسطین از حزب الله لبنان و ایران، سپاه پاسداران شروع می شود، تا حماس و اخوان المسلمین و فتح، و بعد تا القاعده و گروه های وهابی، و از آن جا تا گروه های مسیحی دروزی و مارونی و تا گروه های کمونیست و تا گروه های یهودی ارتدکس، آیا همه ی این ها به هم شبیه اند؟!، نه عزیز، حزب الله از بنیان با القاعده ای که جان خیل کثیر بی گناهان را در 11 سپتامبر، عراق، عربستان و ... گرفت مشکل دارد!
دوم. مسئله ی صهیونیست های اسرائیلی و انسان های عادی است که بعدا در آن مقاله مطرح می کنم.
سوم. حزب الله و حماس بر کشته نشدن حتی همان آدم های صهیونیست غیرعادی هم اصرار دارند و تمام عملیات های این دوگروه جوری برنامه ریزی می شود که کمترین آسیبی به آن ها برسد، البته جنگ جنگ است، در جنگ همه کشته می شود و این خوب چهره ی کریه جنگ است که آرزو دارم روزی برسد که جنگی در جهان اتفاق نیافتد. حرکت بشر دوستانه حزب الله تا آن جا بود که بر عکس مسیحیان در جنگ لبنان تا حد امکان سعی کرد به خانه های مردم در هنگام مبارزه برای اخراج اسرائیل از لبنان آسیبی نرسد. و این یکی از دلائل محبوبیت حزب الله در لبنان است.
از محبوبیت گفتید؛ باید عرض کنم که در انتخابات دولت خودگران حماس به دلیل فشار اسرائیل حق شرکت نداشت، و آقای ابومازن با حدود 70 در صد آرا از 30 درصد واجدین شرایط رای آورد، و این به دلیل تحریم طرفداران حماس بود.
در ضمن در انتخابات شورای شهر، 60 درصد کرسی ها نصیب حماس و فقط 15 درصد آرا نصیب جنبش فتح شد.
در ضمن خودتان عینا پیروزی اخوان المسلمین در انتخابات پارلمانی مصر را با اینکه دولت مصر فشار نظامی آورد، عده ی زیادی از آن ها را زندانی کرد و کرده بود، و در ضمن تقلب آشکار کرد رای آوردند.پ
در ایران هم که پیروزی آقای احمدی نژاد که برخواسته از حزب الله ایران، نزدیک به جریانات انصار است را شاهد بودیم.
در لبنان هم چهار پنج وزیر استراتژیک مثل وزارت نیرو از حزب الله هستند، همچنین همه ی جهانیان شاهد راهپیمایی در حمایت حزب الله بودند، زمان صدور قطعنامه، در ضمن کرسی های زیادی هم دست حزب الله و جنبش امل است که چون آمار دقیقش یادم نیست چیزی ذکر نمی کنم.
و این به دلیل این است که حماس، اخوان المسلمین و حزب الله سازمان های منسجم اسلامی هستند که به مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و تجاری، خیریه و نظامی هم زمان می پردازند؛ برای مثال حماس بلکل نظامی نیست بلکه شاخه ی نظامی اش، گردان شهید عزالدین قسام امور نظامی را دنبال می کند، حزب الله در لبنان، کمیته ی امداد امام خمینی، بیناد شهید، بیناد مستضعفان، بیمارستان و مدرسه و خیل کثیر موسسات فرهنگی، تلویزیون، نشریات و رادیو دارد، و عموم این مسائل در مورد حماس هم صدق می کند.

پ.ن.
بحث را هم بگذارید برای آن مقاله ی جهاد، چون این بحث های بی ربط به مطالب، جلوی روند عادی وبلاگ ریحانه را می گیرد که اگر بخواهد این طور بشود جلویش را می گیرم، هر چیزی سرجای خودش این بحث هم هر وقت مقاله اش مطرح شد.

تابعد امتحانات ترم
زیاده عرضی نیست
والسلام
محمدمسیح مهدوی


ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده در شنبه 26 آذر 1384 و ساعت 03:12 ق.ظ توسط : ریحانه فاطمی

نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل] || [استشهاد , ]


استشهاد ,

: پنجشنبه 24 آذر 1384 :

جهاد با شعور ...


ریحانه فاطمی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل]

بسم الله
سلام
اولا تا اطلاع ثانوی من نمی توانم هر روز این وبلاگ را به روز برسانم ولی شاید هفته ای یک بار را بتوانم.
ثانیا واقعا مایه ی شرم است که هنوز هم که هنوزه بعضی ها خواهان مذاکره و به اصطلاح خودشان جهاد با شعور باشند اصلا معنی جهاد با شعور چیست؟ آیا جهاد با شعور یعنی اینکه دشمن غاصب تمام هستی و جان و مال و سرزمین مسلمان راغارت کندو تازه باید نشست و درباره ی صلح و دوستی و آرامش و ...صحبت کرد؟
آیا جهاد با شعور یعنی ذلّت و خفّت و خواری مسلمان ؟ آیا جهاد با شعور یعنی اجازه به هر ناجوانمردی برای تجاوز به حریم مقدس یک خانواده؟آیا جنگیدن،دفاع و شهادت در راه خدا و خلق او حرکتی ناجوانمردانه و غیر اخلاقیست؟و لابد می گویید تصرف جان و مال وهستی و سرزمین و وطن و تجاوز به حریم انسانها و استکبار و استعمار جسم و روح انسانها حرکاتی جوانمردانه و خواهان حقوق مادی و معنوی بشر شده است !!! آیا دفاع در برابر متجاوز گران غاصب نامردی به حساب می آید؟!!! وآیا شهادت در راه خدا خودکشی محسوب می شود ؟
گفتید :«در اسلام مجاز نیست که حتی درختی از سرزمین دشمن کنده بشود چه برسد به کشتن آدم های بی سلاح !»
می گویم:«اولا آنجا سرزمین خودشان نیست و وطن و سرزمین ملتی است مظلوم به نام فلسطین و نه اسراییل ! ثانیا آن یهودیانی که در این جریانات کشته می شوند عموما صهیونیزم اند [ونه آدم های بی سلاح ] وثالثا حتی مردم بی سلاحشان هم در جای دیگر جبران می کنند!»

والسلام


ضمنا به اطلاع عموم می رسانم برای تبادل لینک با دوستان آماده ام ...


ویرایش شده در سه شنبه 6 دی 1384 و ساعت 03:12 ق.ظ

نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1384 و ساعت 09:12 ق.ظ توسط : ریحانه فاطمی

نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل] || [استشهاد , ]


گه نوشت ,

: یکشنبه 20 آذر 1384 :

وبلاگ وبلاگ است نه دفتر خاطرات ...


ریحانه فاطمی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل]

بسم الله

سلام


و شاور هم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین.


و در کار[ها] با آنان مشورت کن ، و چون تصمیم گرفتی برخدا توکل کن ،

زیراخداوند توکل کنندگان را دوست می دارد. (آل عمران 159)


خوب من که اول از همه مشورت کردم اصلا ایده ی خودش بود [...]تصمیمم رو هم که گرفتم بر خدا هم توکل کردم منتها کار از جای دیگه ای می لنگد از اینجا که موقع مناسبی رو برای ساخت این وبلاگ در نظر نگرفتم خوب نزدیک امتحانات ترم است ، فکرم را به خود مشغول می کند اگر چه ربطی هم ندارد چون احتمالا اگر اینجا را هم نمی ساختم آن قدر مسائل دیگر فکرم را به خود مشغول کرده بود که دیگر جای صحبت در این مورد را باقی نمی گذاشت ... .

در ضمن احساس می کنم دستم برای نوشتن بعضی چیزها بسته است که آن هم عیبی ندارد چون آن ها را می شود در جای دیگری (مثل دفتر خاطرات نه وبلاگ) به ثبت رساند البته یک چیزی را هم باید در نظر گرفت که وبلاگ ، وبلاگی اسلامی است پس باید چیز های اسلامی و نه غیره در آن نوشته شود ، از اسمش هم که مشخص و مبرهن است ... البته باید آینده را در نظر گرفت و حوادث به قول گفتنی یُهویی را [ که در اینجا منظور از حوادث یهویی شهادت است ... ( که آن هم لیاقت می طلبد!)]...

در ضمن این انتظار می رود که پس از امتحانات نوبت اول(و صد البته نمرات درخشان حاصله شان! ) حضوری فعال تر در امر وبلاگ نویسی اسلامی داشته باشم .(هی خدا !!!) البته سعیم در این است که تا آن موقع در حد توان اطلاعات عمومی ام را در زمینه های مختلف بیشتر کنم .

تازه کی گفته که ما بر لبه ی پرتگاه انحرافیم ؟! اتفاقا در جواب این دوستی که این رو فر مودند باید بگم اتفاقا ما بر لبه ی پرتگاهی که از نور هدایت آکنده است قرار گرفته ایم و شور و شر نوجوان هایی مثل ما به این چیز ها باشد خیلی بهتر از هزاران هزار چیز بدتر است که نوجوانان بسیاری دارند توش غرق می شوند!!!

و در ضمن تر هم اینکه نمی دونستید بدونید من هنوز زیارت خانه ی خدا نرفتم که حاج خانم شم!!!


والسلام


ویرایش شده در جمعه 25 آذر 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ

نوشته شده در یکشنبه 20 آذر 1384 و ساعت 11:12 ق.ظ توسط : ریحانه فاطمی

نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل] || [گه نوشت , ]


عمومی ,

: جمعه 18 آذر 1384 :

اسمش ریحانه است


ریحانه فاطمی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل]

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

اسمش که ریحانه است ، ریحانه فاطمی ، یک استشهادیه ی جنبشی که فقط 14 سال دارد شاید کم باشد ولی او تصمیم دارد در همین سن نوجوانی _ که دارد واردش می شود _ کار های مهمی بکند ،مهم که نه ولی ضد اسرائیلی ...
کلاس اول دبیرستان است و بتازگی وارد دبیرستان فرزانگان تهران شده است ، برنامه های بسیار بزرگی برای آینده اش دارد که فعلا به هیچ یک نرسیده است چراکه در آغاز راه است...
از آن اوایل عاشق دین و مذهبش بود ، عشق خاصی داشت خیلی خاص ؛ الان هم عاشق وطنش است عاشق تمام کشورش عاشق تمام مردمش و صد البته عاشق ولایت فقیه اش ؛ اگر چه عشق دیگری هم دارد آن هم عشق به مردم مظلوم فلسطین و عشق به حزب الله.
عاشق نبود
ولی شد
یعنی عاشقش کرد [...]
عاشق شهید ،شهادت ، استشهاد ، شهد شیرین شهادت ، شهید ، شهادت ، استشهاد ،شهد ِ ....
چه می گویم ؟! آری عاشق استشهاد
نبود ولی عاشقش کرد
از وقتی فهمید عاشق شده است (عاشق استشهاد نه چیز دیگر ) تصمیم گرفت تلاشش را دوبرابر کند ، البته خیلی به کمک دیگران محتاج است ؛ چون تجربه اش کم است خیلی کم .

امیدوار است:
روزی برسد که دیگرهیچ مظلومی آهی از دل بر نیاورد ...
و می داند :
آن روز روزی نیست جز روز ظهور منجی عالم بشریت ...
و معتقد است:
چنین روزی زمانی محقق می شود که تمام عالم خواهان طلعت ظهورش باشند ...

والسلام


ویرایش شده در جمعه 18 آذر 1384 و ساعت 05:12 ق.ظ

نوشته شده در جمعه 18 آذر 1384 و ساعت 04:12 ق.ظ توسط : ریحانه فاطمی

نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل] || [عمومی , ]