تبلیغات
یادداشت های یک استشهادیه جنبشی - پست های مرداد 1385
 

مذهبی ,

: جمعه 20 مرداد 1385 :

میهمانم کن !


ریحانه فاطمی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل]

بسم الله الرحمن الرحیم
دقیقا سه روز و سه سحر و سه مغرب ، از شروع مهمانی گذشت و الان چند ساعتی می شود که دوباره به خانه برگشته ام ، به شهر و دیار همیشگی ام ، به دنیای واقعی ، به دنیای گناه ، به دنیای اشتباه و خطا !!!
شاید شیطنت های شبانه ( بخوانید شبانه روزی!) ی جماعت چند نفره مان که کفر همه را من جمله تمامی مامان بزرگ های معتکف و شاید خواهر بزرگ های مجتهد(که خداییش n برابر ما جهد کردند ! ) وبرادر های نه چندان متعصب ( شاید هم مظلوم و مصبور!) را در آورده بود تنها دلیلی بود که بعد از افطار آخر تک به تک حلالیت طلبیدیم.
با این حال که سال اولی بود که معتکف می شدم ، اما شدیدا لذت بردم ، خصوصا با پیدا کردن یک آبجی و چند تا دوست دسته گل بلاگی ... گرچه اهالی محل هم خیلی خوب بودند و چند تا شان هم تقریبا هم سن و سالمان ، اما خــــــــوب ، بلاگی ها چیز دیگری بودند. از دعا و مناجات و نماز گرفته تا حرف زدن معمولی و شعر خواندن های عرفانی نیکا دل و مهربانی های یاس و خنده های سارا و عشقولانه های بصر و ... !!!
اگر قرار بر سانسور نبود ، با سارا قرار گذاشته بودیم که خیلی مسائل را متذکر شویم ، حداقل برای سال بعدی ها (!) اما خدا وکیلی بی انصافی هم که نباشد ، همه چیز به غیر از آن چند نکته(!) فوق العاده عالی بود و از هیچ نظر کم و کسری نبود...در هر صورت از هرکس که زحمت کشید ممنون !
پ.ن
اول. با این حال که در طول این چند روز از دست خانم جلسه ای های غرغروی مجلس خیلی زجر کشیدم-کشیدیم- اما واقعا وقتی خودم را برای یک لحظه در بغل سادات خانوم دیدم ، انگار تمام غم عالم در دلم ریخت ، برای این که پس از این دیگر کسی نبود که بگوید دختر جان ساکت (!) یا دیگر کسی نبود که دو ساعت و نیم آدم را سر جایش بنشاند تا به طور دسته جمعی سوره ی انعام ختم کنیم و دعای جوشن کبیر(!) بخوانیم ؛ آن هم با یک بسم الله اضافه تر قبل از هر فراز و یک یا ذالجلال والکرام یا ارحم الراحمین در آخرش ...Smiley
دوم. با آن خبر نامه ای که " چند ساعت مانده به وداع جماعت وبلاگ نویس معتکف" به دستمان رسید ، به خیالم روح برادران شدیدا در مضیقه بود ( :پی )
سوم. لینک دوستان گلم :

www.banoo.reihane.com

www.GoldlanD.blogfa.com
www.BaSar.MihanBlog.com
www.KhaTooneNilofary.blogfa.com

www.GhalbeMotmaeN.parsiblog.com
www.yas-tanha.persianblog.com
www.NikaaaDell.persianblog.com
www.ManEoo.parsiblog.com


www.JornalisM.pib.ir

والسلام


ویرایش شده در شنبه 21 مرداد 1385 و ساعت 05:08 ق.ظ

نوشته شده در جمعه 20 مرداد 1385 و ساعت 03:08 ق.ظ توسط : ریحانه فاطمی

نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل] || [مذهبی , ]


روز نوشت ,

: دوشنبه 16 مرداد 1385 :

من ، تکی ، زیر چتر ، زیر باران اشک هایم


ریحانه فاطمی
نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل]

بسم الله الرحمن الرحیم
[بدون شرح است !]
اول. یادش بخیر یک زمانی هر وقت دلمون می گرفت میومدیم سراغ دیوان حافظ !! حالام مدت ها بود که بازش نکرده بودم بعد از این همه مدت هم این اومد(!) ، نمی تونم براش توضیحی بدم ، بدون شرح است !!!

دل از من برده روی از من نهان کــــرد                     خــــدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصــــد جان بــــــــود                     خیـالش لطف های بی کران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشــــــــــم                     کــه با ما نرگس او سر گران کرد
کرا گویم که با ایـــــــــن درد جانســوز                    طبیبـــــــــم قصد جان ناتوان کرد
بدانسان سوخت چون شمع که بر من                    صــدا می گرید و بر بط فغان کرد
صبا گــــــــر چـاره داری وقت وقتست                    کـــه درد اشتیاقم قصد جان کرد
میان مهــــربانان کی توان گفــــــــــت                    که یـــار ما چنین کرد و چنان کرد
عـــــــــدو با جان حافــــــظ آن نکردی                     که تیر چــشم آن ابرو کمان کرد

دوم. در این چند روز هرکس منو می دید می گفت:خواب بودی ؟! یا اتفاقی افتاده !؟ یا مثلا قیافه ات خیلی کتک خورده به نظر می رسد !!(: دی) یا دیگر اگر خیلی  IQ  یا حس ششم یا لطفشان زیاد بود می گفتند: گریه کردی !؟ غافل از اینکه دو شبانه روز فقط داشتم اشک می ریختم !!! آن هم چه!؟بخشیش سرکاری!!! هنوز که هنوزه منگ می زنم !!! 
 
سوم.فائزه خانوم عزیز ، دوست گل و خواهر مهربونم تولدت مبارک !!! اگر فکر کردی که می گم 100 سال زنده باشی سخت در اشتباهی چون می دونم اصلا دوست نداری تو 100 سالگیت شهید شی !!!Smiley

والسلام 


ویرایش شده در دوشنبه 16 مرداد 1385 و ساعت 02:08 ق.ظ

نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد 1385 و ساعت 01:08 ق.ظ توسط : ریحانه فاطمی

نظر ها () || [لینك مطلب] || [ارسال ایمیل] || [روز نوشت , ]